أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
104
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
ناخوشى يكى از زهم نشينان به ديگران نيز سرايت نموده همه را در آن واحد مضطرب و پريشان مىكند . اگرچه نظر به اين تعريف هميشه بايد در مكهء مكرّمه ناخوشى حما موجود بوده و از اينرو اكثر حجاج مشرف به هلاكت شوند ؛ ولى چون هواى آن موقع مقدس يابس و جيّد و سالم است مانند مواقع مرطوبى صعودات و خيمه ندارد ؛ لهذا بلطفه تعالى حماى مهلك بسيار كم ديده مىشود . اگرچه كافّهء ناخوشيهاى قطعهء مسعودهء حجاز از نوع حما بوده ولى اين ناخوشيها در زمان قحط مطر شدّت پيدا مىكند ، بالعكس اگر باران ببارد ناخوشيهاى موجوده را بالكليّه زائل مىسازد ؛ زيرا وقتى كه باران كم ببارد مزخرفات و قاذوراتى را كه در اطراف محلّات جمع شده است خيسانده و به تأثير حرارت آفتاب اين آلايش پوسيده و به طرز بخار بعض مواد مضرّه از آنها به هوا صعود مىكند موادّ سابقة الذكر با اينكه از تأثير آفتاب محو مىشود ؛ ولى شبها مانند شبنم پايين آمده متأثّرين را مبتلا به علل و امراض مىكند و اگر باران زياد ببارد سيلى كه در راهها حاصل مىشود ، مزخرفات متراكمه را به جاهاى دور و دراز مىبرد و در هيچجا اثر عفونت باقى نمىماند . در اوايل در طرف معلّا حوضى بسيار بزرگ و ويران و قديمى به نام بركهء مصر موجود بود كه سزاوار بود آن حوض بزرگ را منبع انواع حما ناميد . و معتاد بود كه مزخرفات به بيوت محلّات همجوار و لاشهء حيوانات مانند اسب و شتر و گربه و سگ كه در اطراف هلاك مىشدند به اين حوض انداخته شود ، چون باران مىآمد آبهائى كه در حوض مذكور متراكم مىشد موادّ مزبوره را به واسطهء حرارت آفتاب پوشانيده و بخاراتى كه از آن صعود مىكرد به اطراف منتشر مىگرديد صفوت و جيادت هواى آن طرف را اخلال كرده و ناخوشى حماى مهلك از اينرو حاصل مىشد . خداى رحمت كناد صاحب تصانيف لاتحصى مرحوم مصطفى حامى پاشا هنگامى كه ياور امارت جليله بود حوض مزبور و مزبلههائى را كه در جوار آن بود به سنگ و خاك پر كرده اسباب ظهور ناخوشيهائى را كه در مكهء مكرمه محتمل الوقوع بود به قانون حفظ